اطلاعات نوشت: وقتی در فضای رسانهای و اجتماعی به بررسی رفتار چهرههای شناختهشده میپردازیم، درمییابیم بسیاری از هنرمندان و سلبریتیها در برابر حملات آمریکایی و صهیونی بیتفاوت ماندهاند. این بیتفاوتی به گونهای است که گویی هیچ اتفاق مهمی در سطح کشور در حال رخ دادن نیست و حتی صدای انفجار یا گذر هواپیماها و پهپادها نیز از سوی آنها شنیده نمیشود. این سکوت و بیتفاوتی در شرایطی حیرتآورتر است که کشور در شرایط بحرانی و جنگی به سر میبرد و جان انسانهای بیگناهی در معرض خطر قرار گرفته است.
این درحالی است که بسیاری از این افراد سالهای سال از امکانات، فرصتها و زیرساختهای فراهم شده بهرهمند بودهاند و ثروت و شهرتی که امروز از آنها بهره میبرند، در بستر همین کشور شکل گرفته و رشد یافته است.
بسیاری از چهره های مشهور دنیای هنر و سرگرمی ها حتی از یک کامنت کوتاه در شبکههای اجتماعی یا یک استوری که نشاندهنده دغدغه و همدلی با مردم باشد، دریغ کرده اند. این در حالی است که همین افراد در شرایط عادی و بدون هیچ ریسکی، هزاران پیام منتشر میکنند.
با این حال بوده اند هنرمندانی که به این حمله واکنش نشان دادهاند. ابراهیم حاتمیکیا، محسن چاووشی،مجید مجیدی، رضا کیانیان، سیدرضا میرکریمی، ایرج طهماسب، بهروز افخمی و نیوشا ضیغمی ، از جمله کسانی اند که در این فهرست دیده می شوند.
پیام نیوشا ضیغمی
نیوشا ضیغمی بازیگر سینما در پیامش چنین نوشته است:
ایرانم ؛وطنم ای ایران بانو
امروز زخم خوردهای، امروز تن ارزشمندت پر از ترکش بمب و موشک کسانی است که داعیه نجات انسان دارند، اما در عین بیعدالتی برسر کودکان و انسانهای بیگناه آوار شدهاند و جانشان را میگیرند.
ایرانم تو سختیها کشیدی اما تن به ذلت ندادی ؛ میشود بر وجب وجب خاکت بوسه زد ؛خاکی که حاصل خون و وجود جوانانی است که هشت سال جنگیدند اما ذرهای از وجود پاکت را به غریبه ندادند .
کسانی که هنوز میشود با شنیدن خاطراتشان ساعتها اشک ریخت ؛ امروز تمام قومیتهای این سرزمین، کُرد، لرد، بلوچ، آذری همه و همه یکصدا در کنار هم هستند تا این خاک پهناور تا ابد یکپارچه بماند . مطمئناً زمستان تمام خواهد شد و رو سیاهی به ذغال خواهد ماند .به امید پیروزی هر چه زودتر...
دیگر هنرمندان کجا هستند؟
طبیعی است که برخی هنرمندان ممکن است در بیان مواضع خود محتاط باشند یا ترجیح دهند به شیوههای دیگری از جمله تولید آثار هنری، به این بحران واکنش نشان دهند. این تفاوت رویکردها میتواند ناشی از شرایط مختلف، اولویتهای متفاوت یا حتی ملاحظات شخصی و امنیتی باشد .
شاید بپرسید، مگر دفاع از کشور جزو وظایف هر ایرانی نیست؟ مگر وقتی کشور مورد تهاجم قرار میگیرد، نباید صدای همه یکسان و بلند باشد؟ پاسخ در این است که برای بسیاری از این چهرهها، "وطن" و "دفاع از کشور" مفاهیمی انتزاعی هستند که در زمانهای عادی به آنها میپردازند، اما در زمان بحران، اولویتهای آنها تغییر میکند. شاید ترس از آسیب دیدن شهرتشان، شاید نگرانی از از دست دادن درآمدها و قراردادهای بینالمللی، و شاید هم بیتفاوتی عمیق نسبت به سرنوشت این خاک، باعث شده تا در این روزهای حساس، خود را به ندیدن و سکوت بزنند .
این سکوت، نه تنها یک بیتفاوتی، بلکه بی اعتنایی به احساسات میلیونها نفر از مردمی است که در این بحران، جانفشانی میکنند و با امید به آینده، در برابر دشمن میایستند. وقتی مردمی در حال جانفشانی هستند، و سلبریتیهایی که از این کشور بهرهمند شدهاند، سکوت میکنند، این تضاد، دردناکترین بخش ماجراست. این سکوت، پیامی است که میگوید: «ما فقط زمانی به کشورمان فکر میکنیم که منافع ما در خطر نباشد.»
اما این روزها، روزهای سنجش است. روزهایی که در آن، چهره واقعی هرکس نمایان میشود. این سکوت، در برابر فاجعهای مثل کشتار دختران مدرسه شجره طیبه میناب، بیگمان، بیرحمانهتر است. دخترانی که هنوز به دنیا نگاه میکردند، هنوز رویاهایی داشتند، و هنوز باید زندگی میکردند، اما ناگهان زیر آوار دشمنان ماندند. و در مقابل این فاجعه، هیچ صدایی از برخی کسانی که ادعای حمایت از کشور را دارند، شنیده نمیشود .
این سکوت، یک هشدار بزرگ است. هشداری به همهی ما که در روزهای عادی، باید مراقب باشیم که چه کسانی در فضای فرهنگی ما هستند. آیا کسانی که امروز سکوت کردهاند، فردا نیز در روزهای سخت، همراه ما خواهند بود؟ یا اینکه این سکوت، آغازی برای شکستن همبستگی ملی است؟